تبلیغات
بحرالبهرام - مرد جذامی
 
درباره وبلاگ


در آغاز چند نقطه...، پایان یافتم و در پایان سطر، آغاز کردم. در انتهای متن نوشتم و در آغازش درنگ کردم. کافیست شناختن دست‌خطی که نانوشته، مخاطب خویش را می‌شناسد و ناگفته حقیقتش را در می‌یابد. نام من بهرام است...

مدیر وبلاگ : HeraldVII
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بحرالبهرام
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 15 خرداد 1391 :: نویسنده : HeraldVII
مرد جذامی حاشیه خیابان
زل زده بود به زیباترین دختر شهر.

It's like you are carrying a disease - a leprous face,
Such a widespread fear, might come in handy!

Some dare not to touch you, although debased,
You run in the open air, forgetful of the days, effaced!

An ugly butterfly in the field, but flowers hidden!
You ponder for a while, what's wrong with my face?

A leech on the society's skin, alone sucking pain,
They attempt to flush you away, a perilous shame!

For only you came to realize,
That the beauty of an upturned face,

It's like you are the one, earned it, with disgrace!

But you scurry, by jolt in such a day,
A day that an ugly butterfly has loved a girl!

Yet not compromised, of the fear of that day,
A day that you turned down, deformed face, for that the flower has died away.





نوع مطلب :
برچسب ها : مجله وار، شعر، خاطره، متلک نامه،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 16 خرداد 1391 10:51 ق.ظ
براووووووووووووو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر